بسم الله الرحمن الرحیم ---------------------------------- با لبخند وارد شوید

ارسبــــــــــــــــــــــاران (قره داغ)
ایران زیباترین نقطه زمین و ارسباران زیباترین نقطه ایران - اهـــــــــــــر قلب ارسباران
 
خوش‌چهره در گفت‌وگوي تفصيلي با فارس:
جهاد اقتصادي ربطي به رياضت اقتصادي ندارد
 
خبرگزاري فارس: عضو هيئت علمي دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران با اشاره به اين نكته كه در روزهاي ابتدايي سال 90 اقدامات محدود و ناقص رسانه ملي هنوز نتوانسته در شفاف‌سازي موضوع مؤثر باشد، تصريح كرد: متأسفانه برخي‌ها حتي جهاد اقتصادي را در حد رياضت اقتصادي تنزل دادند.

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط دشتی در یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390  |
 خاطره

حيفم اومد اين خاطره جالب را توي وبلاگم نذارم و وبلاگم را مزين به خاطره اي از رهبري عزيز نكنم.پيشنهاد مي كنم حتما بخونيد.

"مادر و خواهر شهدا به گريه افتادند حسابي. دامادها و برادر شهيد هم همينطور. مادر با مشت، آرام به سينه‌اش مي‌زد و مي‌گفت: اي خدا به مراد دلم رسيدم... خوش آمديد... خانه‌مان را روشن كرديد."

پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي، ‌روايتي از ديدار معظم‌له با برخي خانواده‌هاي شهداي شهر قم كه شب گذشته به صورت سرزده انجام گرفت را به قلم مهدي قزلي منتشر كرده كه مشروح آن در ذيل مي‌آيد:

يكي از مسئولان برنامه‌ها آمد و در گوشم گفت: غروب برنامه داريم.
برنامه غروب پنج‌شنبه يعني شب جمعه چه مي‌تواند باشد جز رفتن رهبر به خانه شهدا؟

در سفر كردستان هم همينطور بود و البته اين برنامه فقط براي سفرها نيست. شب‌هاي جمعه رهبر يك برنامه تقريباً ثابت دارد و آن‌ هم رفتن به خانه شهيدي و ديدار با خانواده او و هيچ وقت اين جمله ايشان را فراموش نمي‌كنم كه گفتند: من افتخار مي‌كنم كه به خانه شهدا بروم و روي فرش‌شان و زير سقف‌شان بنشينم!

زودتر از غروب رفتيم به محل اقامت رهبر انقلاب در قم كه به همان دفتر رهبري در قم شناخته مي‌شود. نماز را پشت سر ايشان خوانديم. رهبر به آرامي به كساني كه در صف اول نشسته بودند گفتند برنامه‌اي دارند و بلند شدند.
ما هم بعد از رفتن ايشان تقسيم شديم به دو تيم و حركت كرديم. رفتيم منطقه نيروگاه كه جزو منطقه‌هاي پرتراكم و نسبتاً محروم شهر قم است. يك چيزي شبيه محله خزانه تهران!

رفتيم و خانه را پيدا كرديم. در ورودي خانه كنار خيابان طوري باز مي‌شد كه با آمدن رهبر مردم متوجه مي‌شدند. محافظ از اين وضعيت خوشش نيامد. چند دقيقه كنار خيابان مانديم و بعد محافظ‌ها زنگ زدند و داخل شدند. بعدتر هم ما. وارد حياط شديم كه گوشه‌اش باغچه بود و درخت اناري. چند پله بالا ‌رفتيم تا از بالكن وارد پذيرايي شويم.

خانواده شهيد به ما محل نمي‌گذاشتند. محافظ‌ها گفته بودند رئيس بنياد شهيد قرار است بيايد. به نظرم اين رفت و آمد آنقدر بوده و احتمالا آنقدر ناخوش‌آيند كه هيچ ذوقي از خانواده ديده نمي‌شد.
خانواده گلستاني دو شهيد داده بودند به اسم‌هاي عبدالرحيم و قدرت‌الله. عكس‌هايشان روي ديوار بود. يكي در 19 سالگي شهيد شده بود و ديگري در 16 سالگي.

چند دقيقه بعد محافظي پيرمرد و پيرزن (پدر و مادر شهدا) را كنار كشيد و گفت: ما به شما گفتيم آقاي زريبافان مياد ولي واقعيت اينه كه آقاي خامنه‌اي الان توي مسير خانه شماست.
جمله محافظ تمام شده و نشده پيرزن پقي زد زير گريه و پر چادر را كشيد روي صورتش.

پيرمرد كه گوش‌هايش سنگين بود كمي طول كشيد حرف را بشنود و بعد بفهمد. يك دفعه ورق برگشت. ما همه عزيز شديم. چاي آوردند و خواستند به اين و آن زنگ بزنند كه محافظ‌ها از آن‌ها خواستند اين كار را نكند.
پيرزن مي‌گفت: به دلم برات شده بود آمدن رهبر. داماد خانواده هم مي‌گفت مادر شهدا از اينكه به برنامه ديدار خانواده هاي شهدا دعوت نشده بود، ناراحت بوده.

دخترها به تكاپو افتادند. مادر شهدا شروع كرد به جمع و جور كردن خانه. حوله‌هاي آويزان به جارختي را جمع كرد. دخترها پيرمرد را كشيدند داخل اتاق و رخت نو تنش كردند. يكي از خواهرهاي شهدا اجازه گرفت تاديدار رهبري عزيز با خانواده شهدا ظرف ميوه بچيند. خواهرزاده شهيد كه دختري 13- 14 ساله بود گريه مي‌كرد. حال خانه با خبر آمدن رهبر عوض شد. حال ما هم.
از درخت داخل حياط، انارهاي قرمز برعكس آويزان بودند. مثل قطره‌هاي آبي كه از جايي آويزان هستند و منتظر افتادن. انارها به هوسم انداختند حسابي.

پيرمرد رفت و عصاي چوبي‌اش را هم آورد. مردها لب‌شان باز شده بود به لبخند و هر از چند گاهي نفس عميق مي‌كشيدند.

ديدار رهبر انقلاب با خانواده شهدا
از بيسيم محافظ‌ها كدهايي به عدد گفته شد و به چند دقيقه نكشيد كه رهبر با لبخند وارد شد. مادر شهدا جلوتر از همه رفت براي خوش‌آمدگويي به رهبر. پدر شهدا هم معانقه كرد. مادر و خواهر شهدا به گريه افتادند حسابي. دامادها و برادر شهيد هم همينطور. مادر با مشت، آرام به سينه‌اش مي‌زد و مي‌گفت: اي خدا به مراد دلم رسيدم... خوش آمديد... خانه‌مان را روشن كرديد.

رهبر زود نشست تا بقيه هم بنشينند. رهبر گفت: خدا شهداي شما را با پيامبر اكرم (ص) محشور كند...
دو تا دختر كوچك (خواهرزاده‌هاي شهيد) از روي كنج‌كاوي جلو آمدند. رهبر حرفش را قطع كرد و گفت: بياييد اينجا ببينم دخترها. و اسم‌شان را پرسيد كه فاطمه بود يكي و ديگري مونا و رهبر هر دوشان را بوسيد و يكي از دخترها به حرف مادرش دست رهبر را.

مادر شهدا آرام داشت زمزمه مي‌كرد. رهبر از شهدا پرسيد، از سن و سال و اسم و نحوه و زمان شهادت.
پدر شهيد هم تعريف كرد كه پسر بزرگش تركش خمپاره به پهلويش خورده و اسير. با كاميوني برده‌اندش تا كركوك در حالي‌كه به اسرا آب نداده‌ بودند و وقتي رسيده‌اند به كركوك پسرش شهيد شده. (همه اينها از قول يكي ديگر از اسرا تعريف كرد) گفت كه پسرش را همانجا دفن كرده‌اند و صليب سرخ هم تأييد كرده شهادتش را. ولي آن‌ها منتظر مانده‌اند 18 سال تا بالاخره جسد را بعد از سرنگوني صدام گرفته‌اند.

پدر به گريه افتاد كه پسرم مثل ياران امام حسين (عليه السلام) تشنه شهيد شد.
پسر دوم 13 ساله بوده و شهيد زين‌الدين موافق رفتنش به جبهه نبوده است. پدر شهدا گفت: به پسر دومم گفتم بمان مواظب خواهرهايت باش. جوابم داد يك تير هم يك تير است و ديگر خودمان به آقاي زين‌الدين گفتيم ببردش. 13 ساله بود رفت، 16 ساله بود شهيد شد.
رهبر كه تا آن موقع فقط گوش مي‌كرد به حرف‌هاي پدر و مادر شهدا؛ گفت: اگر شهداي شما نبودند بعثي‌ها تا همين قم و تهران مي‌آمدند. آمريكايي‌ها مگر نيستند كه عراقي‌ها و افغان‌ها را مي‌كشند؟ خوي اشغال‌گري همين است. بعد خواست تا اعضاي خانواده را معرفي كنند.

بعد از معرفي رهبر، قرآن خواستند و در صفحه اولش مثل هميشه چيزي به دست‌خط نوشتند و دادند به پدر شهيد.

رهبري عزيز در ديدار با خانواده شهدا

رهبر كه ديد پدر شهدا چيزي از معيشت و زندگي نگفت خودش پرسيد: شغل‌تان چيست شما؟
پيرمرد توضيح داد وامي گرفته و گاوداري زده و البته گاوها تلف شده‌اند و او مانده با بازپرداخت وام. رهبر به استاندار گفت مشورتي كنند براي حل مشكل خانواده شهدا.

همان خواهرزاده 13-14 ساله‌ شهيد با گريه از رهبر خواست چفيه‌اش را بدهد و گرفت چفيه را. رهبر گفت كيف سياه را بدهيد. اين همان كيفي است كه رهبر از آن به خانواده شهدا هديه مي‌دهد. اول به مادر شهيد، بعد خواهر و خواهرزاده‌. و اين رويه‌ ايشان است كه اول به خانم‌ها هديه‌شان را مي‌‌دهد.
دو پسر كوچك (خواهر زاده‌هاي شهدا) وقتي رهبر از جايش بلند شد، رفتند جلو و انگشترهاي رهبر رارهبري عزيز گرفتند براي تبرك. يكي‌شان يك بيماري داشت كه به خاطر شرايط بد مالي پدرش نمي‌توانست عمل بشود. رهبر به استاندار گفت: كاري كنيد با مشكل كمتري مساله‌شان حل بشود.

رهبر با خانواده شهيد خداحافظي كردند در حالي‌كه همه خانم‌ها گريه مي‌كردند و از پله‌هاي بالكن پايين آمدند. وقتي مي‌خواستند سوار ماشين شوند مردم متوجه ايشان شدند و بلندبلند سلام كردند. رهبر براي مردم كوچه و خيابان دستي تكان دادند و بعد سوار شدند و رفتند.
وقتي رهبر رفت برگشتيم و خداحافظي كرديم. مادر شهدا كه از خوشحالي صورتش شكفته بود، دعوت كرد از انارهاي درخت بكنيم و وقتي ديد ما امتناع مي‌كنيم خودش چند تا از بزرگ‌هايش را چيد و داد دستمان.

وقتي از خانه‌ شهداي گلستاني بيرون مي‌آمديم، مردم متعجب ايستاده بودند و براي هم تعريف مي‌كردند كه ديده‌اند رهبر چند دقيقه قبل از همين خانه بيرون آمده و رفته‌.
ما هم سوار شديم و برگشتيم. انار خانه‌ شهدا را توي دستم بازي مي‌دادم و فكر مي‌كردم قلم شكسته من كي مي‌تواند ذوق و شوق جاري در آن خانه را تصوير كند.

 

عکسها را در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط دشتی در شنبه سوم اردیبهشت 1390  |
 معرفی، تاریخچه و آشنایی با شهر اهر



نام رسمی:اهر
کشور:ایران Flag of Iran.svg
استان:آذربایجان شرقی
شهرستان:اهر
نام‌های قدیمی:میمند
جمعیت:۸۵٬۷۸۲ نفر
زبان‌های گفتاری:ترکی آذربایجانی
مذهب:شیعه
ارتفاع از سطح دریا:۱۳۶۰ متر
میانگین دمای سالانه:بیشینه:۳۴+   کمینه: ۲۷-
بارش سالانه:۳۱۰ میلی‌متر
-------------------------------------------------------------------------

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط دشتی در چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390  |
 شهرهای ارسباران - کلیبر

شهرستان زيباي كليبر

موقعيت شهرستان کلیبر
شهرستان کليبر يکي از 19 شهرستان استان آذربايجانشرقي مي باشد که خود شهرستان داراي سه بخش مرکزي – آبش احمد و خداآفرين است که آب و هواي کوهستاني و معتدل دارد . موقعيت ارتباطي شهرستان : o يک راه از شهرستان اهر به کليبر مي رسد که 60 کيلومتر بوده و جاده اي کوهستاني دارد . o از کليبر يک راه کوهستاني به طول 65 کيلومتر به کرانه هاي ارس متصل مي شود . o همچنين يک راه آسفالته از جلفا درست کنار رود ارس به منطقه مي رسد که در اسکانلو پايان مي يابد . o يک راه از پارس آباد به منطقه مي آيد که در اسکانلو پايان مي يابد .

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط دشتی در چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390  |
 تاریخچه

حدود ارسباران

سرزمین وسیعی که از شمال به رود ارس و از مشرق به مشکین شهر و مغان و از جنوب به سراب و اوجان و از مغرب به مرند و تبریز محدود است "قره داغ یا قراجه داغ" ارسباران نامیده میشود که یکی از شهرستانهای مهم و معمور آذربایجان ؛ و از حیث کثرت نفوس و دهات در ردیف بزرگترین تقسیمات کشور میباشد .( ستار خان قراجه داغی در همین منطقه بدنیا آمده) که بعدا راجع به این موضوع اشاره خواهیم داشت.

 جنگل مشهور ارسباران

در بیشتر نقاط غربی و شمالی جنگلات قدیمی وجود دارد که دهات و ایقان - وینق - آئینه لو و حسن آباد و دیزمار با مناظر بدیع خود نمونه بارزی از آنهاست . و با اینکه هزار سال قسمت اعظم ذغال مصرف اهر و تبریز از جنگلات ارسباران تامین شده و هیچگونه مامور (...) نداشته لکن در این چند سال اخیر که گارد و قراول روی آنها گذارده اند ضایعات قابل توجه است.البته جنگلات ارسباران از حیث قطر و جسامت بپای جنگلات مازندران که از رطوبت بحر خزر برخوردار است نمیرسد لکن در عوض صادرات الوار آنجا را هم ندارد. ....

قره قات که در تصفیه و فشار خون موثر است در جنگلهای قراجه داغ به وفور یافت میشود .البته چیدن آن خیلی زحمت دارد.

(این جنگل که بنام جنگل ارسباران مشهور میباشد فعلا تحت الحفظ سازمان ملل میباشد . زیرا گونه های گیاهی به خصوصی در این منطقه ببار می آید که کم یافت و گاهی نا یافت میباشد .)

 

 

  بر گرفته از کتاب تاریخ ارسباران / نوشته مرحوم سرهنگ بایبوردی /تحریر شده سال1341  


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط دشتی در چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390  |
 تاریخچه ی قره داغ ( ارسباران )
 
 
ارسباران یك ناحیه كوهستانی است كه درشمال استان آذربایجان شرقی و جنوب رودخانه ارس واقع شده است، ترسیم حدّ ومرزقاطع برای آن، باتوجه درموقعیت طبیعی وجغرافیائی كه دارد درعمل واجد پاره ای دشواریهاست، دلیل براین امر آن است كه اولاً ارسباران منطقة كوهستانی ازنوع تپه ماهور بوده ودراغلب نقاط به جهت صعب العبور بودن راه ها، تشخیص موقعیت بخش های مختلف آن نسبت به هم مشكل می باشد. ثانیاً استفاده از كلیشه و تعریف مرزهای آن به ایالات وشهرستانهای اطراف هم گویای واقع نبوده ومصداق دور باطل. بناءً بهترین وقابل فهم ترین روش جهت ترسیم محدودة ارسباران، تعیین سرحدّات آن و پیراستن ومنقّح نمودن خاك آن از غیرارسباران است، برای نمونه درسرحدّ شرقی آن محال ارشق و دشت مغان جزوخاك ارسباران نیست و درسرحدجنوبی آن محال بدوستان.كه امروزه شهرستان هریس نامیده می شود. كثرت تپه ها وكوهها درمنطقه ارسباران و واقع شدن آنها درتیررس دید همسایگان ازچهارجهت اصلی،  نوعاً سبب بروز تصّورات متفاوتی از آن شده است، شاهسونها وتاتهای اطراف مشكین شهر این منطقه را ازدامنه های سبلان كه نگاه می كنند رویه ای از تپه ها وكوه های درهم تنیدة سخت وتفته را درمقابل دارند كه انبوهی وخشونت نهفته درسیمای هویدای آن، از اسرارلطافت و طراوت آن روی نهان حكایت نمی كند. اهالی بدوستان هم از بلندای كوه های بزغوش جزانبوهی كوهها وسیمای آفتاب زدة آن تصوّری از این منطقه اسرارانگیز وزیبا نمی توانند داشته باشند. همین اوصاف سبب شده است نه تنهاهمسایگان شرقی و جنوبی، بلكه هرتازه واردی این منطقه را قره داغ نامند.
 

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط دشتی در چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390  |
 آغاز دهه نود با جهاد اقتصادي

 محور فعاليت‌هاي امسال و آغاز دهه نود بر پايه جهاد اقتصادي است. اين شعار به قدري مورد توجه و پسند قرار گرفت كه شخصيت‌هاي مختلفي پيرامون آن به اظهارنظر پرداختند و راه‌هاي تحقق اين شعار يكي يكي شمرده مي‌شود و حتي در اين مدت كوتاه گروهي در اين رابطه كتاب نوشتند تا ابعاد جهاد اقتصادي را بيشتر روشن كنند.

پيش از اين معمار كبير انقلاب كلمه جهاد را وارد صحنه‌هاي سازندگي كرده بود و كشور عزيز ايران جهادگونه ساخته شد و اين سازندگي همچنان ادامه دارد. حال در آغاز دهه نود خلف صالح آن اين جهاد را با مسائل اقتصادي گره زد تا همه بدانند كه ايران اسلامي وقتي با موضوعات اقتصادي برخورد مي‌كند حركتي جهادگونه دارد و آينده ايران با تحولات شگرفي روبه‌رو خواهد بود.

در نخستين گام جهاد اقتصادي بايد در شناسايي موانع اقتصادي كوشيد به طور معمول برخي از مقررات، آيين‌نامه‌ها يا تفاسير قانوني در بدنه اجرايي كشور به شكل مانع عمل مي‌كنند و بايد براي رفع اين موانع تلاشي جهادگونه داشت در همين جا بايد اقتصاد ايران را در ابعاد ملي و كلان به صورت بين‌المللي ديد.

اين نگاه بين‌المللي به اقتصاد ايران يعني ديده‌باني و رصد دقيق نسبت به شناسايي ظرفيت‌ها و نيازسنجي‌ها در عرصه‌هاي مختلف كشاورزي، صنعتي، گردشگري و خدماتي به گونه‌اي جهادگونه اقتصاد ايران را شكوفا نمايد. در اين رابطه بايد ظرفيت‌هاي بالقوه و بالفعل مناطق مختلف ايران شناسايي شوند و در قالب برنامه جامع و فراگير نيازسنجي بازارهاي اقتصادي در سراسر جهان به انجام برسد.

در جهاد اقتصادي مسائل دانش بنيان نيز از جايگاه ويژه‌اي برخوردار هستند و برنامه‌ريزي‌ها بايد در مسيري هدايت شوند كه در آن از علم و پژوهش توليد ثروت شود و تأسيس، ايجاد و حمايت از شركت‌هاي دانش بينان بايد در اولويت قرار بگيرد و مورد توجه باشند تأكيداتي كه رهبر معظم انقلاب در طول اين چند سال داشته‌اند، همه گويا و ناظر اين موضوع مهم بوده است كه بايد از صنايع خرد به سراغ صنايعي برويم كه فرصت‌هاي توليد درآمدي و توليد ثروت آن فراوان است. معمولاً در اقتصاد، صنايع كوچك در ابتداي مسير نوآوري و خلاقيت ثروت خوبي را براي كشور به دنبال دارند و فرصت‌هاي اشتغال‌زايي خوبي پديد مي‌آورند اما معمولاً سود آن‌ها نسبت به شركت‌ها و صنايع دانش بينان كم است. لذا كشورهاي توسعه يافته محوري‌ترين بخش اقتصاد را بر پايه توليد ثروت از طريق علم استوار مي‌كنند.

جهاد اقتصادي بايد مبتني بر طرح و نقشه عملياتي باشد برنامه‌ريزان و مديران هر منطقه و استان از كشور بايد ضمن داشتن يك نگاه كلان و راهبردي نسبت به جهاد اقتصادي مبتني بر ظرفيت‌هاي بومي منطقه برنامه‌ريزي داشته باشند.

|+| نوشته شده توسط دشتی در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390  |
 جهاد اقتصادی؛ چرا و چگونه؟
دکتر محسن اسماعیلی
 
نامگذاري سال 1390 به «سال جهاداقتصادي» از سوي رهبر معظم انقلاب اسلامي، نماد نياز و جهت گيری کلان کشور در مقطع کنوني از نگاه ايشان است. اگر قرار است دهه آينده براي ما «دهه پيشرفت و عدالت» باشد، به عنوان مقدمه واجب چاره اي جز بازنگري در اقتصاد کشور و بازسازي آن بر اساس معنويت و آموزه هاي ديني نيست؛ چرا که کشور عقب مانده يا مرفه، اما رنجور از فقر و فساد و تبعيض، هيچگاه نمي تواند الگوي مقبولي براي جهان امروز ارائه نمايد. برای همين است که چنين دهه ای را با «حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف»، «همت و کار مضاعف» و اينک «جهاداقتصادي» شروع کرده ايم. اما بکارگيري واژه مقدس «جهاد» براي فعاليت ها و اهداف «اقتصادی» آموزه هايي در بر داردکه اکنون از ميان آنها فقط پنج نکته زير مورد توجه است.
 
1- «جهاداقتصادي» تعبير جديدي نيست و ريشه در قرآن و سنت دارد. آموزه هاي ديني سرشار از آيات و رواياتي است که نشان مي دهد تلاش ايثارگرانه، همراه با انگيزه هاي الهي، به گونه اي که موجب استقلال اقتصادي و استغناي کشور از بيگانگان گردد، نوعي جهاد در راه خدا محسوب مي شود. در اين باره تنها اشاره به يک نکته لطيف در آيه بيستم سوره مزمل کافي است؛ خداوند متعال در اين آيه شريفه «تلاش براى زندگى را در كنار جهاد فى سبيل الله قرار داده، و اين نشان مى دهد كه اسلام براى اين موضوع اهميت زيادى قائل است، چرا چنين نباشد در حالى كه يك ملت فقير و گرسنه و محتاج به بيگانه، هرگز استقلال و عظمت و سربلندى نخواهد يافت، و اصولاً جهاد اقتصادى بخشى از جهاد با دشمن است» (تفسير نمونه ،ج 25 ،ص 200). رسول خدا (ص) با استناد به همين آيه فرمود: «هيچ كاسبى نيست كه طعامى را از جايى به سوى شهرى از شهرهاى مسلمين وارد كند، و آن كالا را به نرخ روز در آن شهر به فروش برساند، مگر آنكه نزد خدا منزلت شهيد را دارد». (تفسيرالميزان،ذيل آيه شريفه) اين نکته در تلاش هاي اقتصادي شخصي و خانوادگي نيز صدق مي کند؛ چنانکه امام موسي‌بن‌جعفر (ع) مي‌فرمايد: «كسي كه در جستجوي روزي حلال است تا خود و خانواده‌اش را تأمين كند، همانند مجاهد در راه خداست.»
 
2- «جهاد اقتصادي» عامل استقلال و عزت جامعه اسلامي است؛ همانگونه که جهاد نظامي چنين است. گر چه اقتصاد از نظر ما وسيله است نه هدف، اما وسيله ای است گريزناپذير و اهداف دينی و معنوی هم بدون آن تحقق يافتنی نيست. يكي از اصول اساسي در نظام فکري و سياسي اسلام آن است كه هيچ چيز، و از جمله نيازهاي اقتصادي، نبايد موجب سلطه بيگانگان بر جامعه اسلامي گردد. به همين دليل است که قرآن كريم استقلال اقتصادي را «جمال» جامعه اسلامی مي‌نامد (سورة نحل، آية 6)؛ همانگونه که جهاد نظامی را بايد «جلال» جامعه دانست. جهاد اقتصادی «گوياي اين حقيقت است كه چنين جامعه‌اي خودكفاست، فقير، مستمند و وابسته به اين و آن نيست، خودش توليد مي‌كند و آنچه را خود دارد، مصرف مي‌نمايد. اين در واقع جمال استغناء و خودكفايي جامعه است. جمال، توليد و تأمين فرآورده‌هاي مورد نياز يك ملت است و به تعبير گوياتر جمال، استقلال اقتصادي و ترك هرگونه وابستگي است.» (تفسير نمونه ، ج11، ص159در تفسير آيه شريفه).
 
3- «جهاداقتصادي»  هم واجد جنبه هاي اثباتي مثل پيشرفت علم و فناوري و توليدات بيشتر و برتر است، و هم واجد جنبه هاي سلبي که کاهش وابستگي به واردات و کنترل مصرف کالاهاي خارجي از جمله آنها است. نهادينه كردن فرهنگ استفاده از توليدات داخلي كه در جاي خود منوط به تجديد‌ نظر در كيفيت كالاهاي ساخت داخل است و كاهش واردات كالاهاي خارجي همان نكتة مهمي است كه بايد در برنامه جهاد اقتصادي در نظر گرفته شود؛ تا مبادا نظام و جامعة اسلامي به بيگانگان نيازمند و وابسته شود؛ زيرا از دست دادن استقلال اقتصادي، دير يا زود، استقلال و عزت سياسي و فرهنگي را هم تحت تأثير خود قرار خواهد داد.
 
از اين رو طبق فتواي فقها «اگر در روابط تجاري با اجانب خوف آن است كه به بازار مسلمين صدمة اقتصادي وارد شود و موجب اسارت تجاري و اقتصادي شود، قطع اين‌گونه روابط واجب است و اين نحو تجارت حرام است.» (تحرير الوسيله، ج1، ص446 م 6). اين گونه احكام شرعی، بر مبناي قاعدة مشهور و مسلّم فقهي، «قاعدة نفي سَبيل»، است که از آيه 141 سورة نساء گرفته شده و حكومت آن برتمام احكام (چه معاملات، چه عبادات و چه سياسات) مورد ترديد نيست.
 
بنابر مفاد اين قاعده بايد گفت اقتصاد نبايد به گونه‌اي باشد كه جامعة اسلامي را به توليدات بيگانگان وابسته و نيازمند نمايد و استقلال اقتصادي (و در نتيجه سياسي) آنان را مخدوش سازد و لذا به فتواي امام خميني (همان، ج1، ص445، م 4): «اگر در اثر اين‌گونه روابط اين نگراني به‌وجود آيد كه بيگانگان بر جامعة اسلامي سلطة سياسي و اقتصادي پيدا كنند؛ و در نتيجه آنان را به اسارت سياسي اقتصادي ببرند و سبب وهن و ضعف آنان گردند، واجب است به طرق مشابه و مقاومت منفي در برابر آن بايستند. براي مثال كالاهاي ساخت آنان را نخرند و مورد استفاده قرار ندهند و به‌ طور كلي از ارتباط و معامله با آنان خودداري كنند.»
 
4- «جهاداقتصادي» نيازمند بازشناسی منابع و بهره وری تمام از آنها است؛ هم منابع مادی و هم منابع انسانی. وانهادن منابع طبيعي و سوء‌مديريت مصداق‌هاي مهم كفران نعمت است كه مانع تحقق شعار امسال می شوند. قرآن كريم پس از اشاره به نعمت‌هايي كه در زمين قرار داده شده، يادآوري مي‌كند: «او كسي است كه عمران و آبادي زمين را به شما سپرد و قدرت و وسايل آن را در اختيار شما قرار داد.» (سورة هود آية 61).
 
قرآن نمي‌گويد خداوند زمين را آباد كرد و در اختيار شما گذاشت، بلكه مي‌گويد عمران و آبادي زمين را به شما تفويض كرد؛ يعني امكانات از هر نظر آماده است، اما شما بايد با كار و كوشش آن را آباد سازيد. در ضمن، اين حقيقت نيز از آية شريفه استناد مي‌شود كه براي عمران و آبادي بايد به يك ملت فرصت داد و كارهاي آن‌ها را به دست خودشان سپرد (تفسير نمونه، ج 9، ‌ص 151).
 
کشور ما که به لطف خدا برخوردار از منابع کم نظير و ذخاير عظيم طبيعی است، اما طبق آموزه های دينی، فقط آب و خاك برای دستيابی به خوداتکايی كافي است؛ اميرمؤمنان (ع)مي‌فرمود: «هركس آب و زميني داشته باشد و (بازهم) فقير باشد، از رحمت خدا دور مي‌گردد.»
 
نياز به تاکيد ندارد که همه اينها در گرو بکارگيری مديران کارآمد و متعهد است. از ديدگاه الهی، مناصب و پست‌هاي اجتماعي «امانت» است و به ما دستور داده‌اند اين امانت‌ها را به آنان كه اهل و شايسته‌اند، بسپاريم (سوره نساء آيه 58).
 
شايستگی تنها به تدين و حتی تخصص نيست. کارآمدي هم لازم است و بلکه کمتر از تعهد و دانش نيست؛ شرطی که امام خميني (ره) در مباحث مربوط به حکومت اسلامي و ولايت فقيه نام آن را «کفايت» نهاده‌اند. ايشان معتقدند، انسان متعهد و متخصصي که قدرت اجرايي کردن طرح‌هاي خود يا الزامات قانوني را نداشته باشد، فاقد کفايت لازم براي تصدي مناصب نظام اسلامي است. اين واقعيت ناب برگرفته از تعاليم روشن اسلام است. پيامبر خدا فرمود: «هركس از ميان گروهي يكي را به كار بگمارد؛ در حالي كه در ميان آن گروه بهتر از او (كه بيشتر) مورد پسند خداست وجود دارد، به تحقيق نسبت به خدا، پيامبر و مؤمنان خيانت كرده است.» در حديثي ديگر که بسيار تأمل  برانگيز است، امام ششم (ع) فرموده‌اند: «از نظر من فرق نمي‌كند كار را به خائن واگذار كنم يا به ناشي و ناوارد»!
 
اکنون بايد افزود که مديريت در همه بخش های حکومت سرنوشت ساز است ولی در بخش های اقتصادی مهم تر. برای همين است که يوسف (ع) از ميان تمام پُست ها انگشت روى خزانه دارى گذاشت!
 
5- «جهاد اقتصادی»، علاوه بر اين، الزامات و پيش نيازهای ديگری هم دارد که وحدت و انسجام ملی از مهمترين آنها است. لشکر متفرق و پراکنده هيچگاه قادر به جهادي موفق نيست؛ هر چند از ظرفيت فراوان و استعدادهاي بزرگي هم برخوردار باشد. خداوند، خود در قرآن اعلام فرموده است که جهادي را دوست دارد که همه در يک «صف» و مانند «بنيان مرصوص» باشند (سوره صف،آيه4).
 
اينجا است که جهاد اخلاقي نيز ضرورت پيدا مي کند، دست برداشتن از خود محوري و خودبيني و به طور کلي از «خود» گذشتن و تحمل و مدارا، مقدمه رسيدن به مقصد بزرگي است که انتخاب کرده ايم. «ايثار» در «جهاد» عنصري است که نمي تواند ناديده گرفته شود و اين با غرور و خودخواهي قابل جمع نيست. اختلاف نظر گر چه طبيعي است؛ اما تا جايي مفيد است که به اختلاف عمل نينجامد و هر کس به راهي نرود که خود مي خواهد و مي پسندد.
کوبيدن بر طبل کدورت ميان جبهه خودي ها، دشمن را اميدوار و دوستان را نگران و خدای ناکرده سست مي سازد؛ خصوصاً اگر از سوي افراد شاخص باشد. براي همين است که رهبر معظم انقلاب از روز اول سال بر اين نکته تاکيد کرده و خصوصاً سران قوا را از کشاندن گلايه ها و اختلافات به رسانه ها و صحنه جامعه نهي فرمودند. اکنون حجت شرعي  و عقلي بر همگان تمام است و ميزان التزام هر کس در عمل، و نه سخن، مشاهده خواهد شد.در جهاد اطاعت از فرمانِ فرمانده، واجب عقلی و شرعی است؛ حتي اگر کسي فکر کند به گونه اي ديگر هم مي توان به مقصد رسيد.
 
در منطق جهاد؛ آنکه بدون اذن فرمانده به قلب دشمن مي تازد و به خيال خود تهور و بي باکي نشان مي دهد، به همان اندازه مذموم و محکوم است که کسي به هنگام دستور حرکت، بر جا بايستد و اقدام نکند. امسال بيش از هميشه نيازمند يادآوری اين موعظه قرآنی (سوره انفال، آيه46) به يکديگريم که: «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! چون با دشمن‏ رويارو شديد پايدارى كنيد و خدا را بسيار ياد كنيد، باشد كه رستگار شويد. از خدا و رسولش اطاعت كنيد و با هم نزاع نكنيد كه سست شويد و هيبت شما از بين برود، و صبر پيشه كنيد كه خدا با صابران است.»
|+| نوشته شده توسط دشتی در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390  |
 جهاد اقتصادی از نگاه حضرت علی (ع)
در جهاد اقتصادی که نوعی از جهاد و مبارزه در راه خداوند است امر به جهاد اقتصادی، نهی از مفاسد اقتصادی، پایداری صادقانه در این عرصه از جهاد و دشمنی و مبارزه با مستکبران و دشمنان اسلام از ارکان مهم جهاد اقتصادی محسوب می شود.

 دیدگاه اسلام به زندگی انسان همواره کامل‌ترین و دقیق‌ترین شناخت نسبت به او بوده است. به همین جهت همواره تأکید اسلام بر زندگی دنیا برای آخرت بوده و زندگی دنیوی را مقدمه ای برای کمال و رسیدن به زندگی جاودانه می داند و به همین جهت قوانین و مقرراتی را جهت رسیدن به کمال در عرصه های مختلفی همچون روابط اجتماعی، روابط اقتصادی، روابط سیاسی و دیگر عرصه ها تبیین نموده و آیات، روایات و احادیث بسیاری بر توجه به جنبه های مختلف زندگی انسان تأکید و نقل شده است.

دشمنان اسلام نیز از صدر اسلام تا به امروز با حیله گری و مکر فراوان به دنبال ضربه زدن به اسلام از جبهه های مختلفی و به خصوص جبهه اقتصادی بوده اند و محاصره اقتصادی پیامبر اعظم (ص) و مسلمانان صدر اسلام توسط کفار در شعب ابی طالب (ع) گواهی بر این گفته است.

پس از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران نیز، دشمنان انقلاب اسلامی پس از شکست در عرصه های مختلفی چون هشت سال دفاع مقدس، فتنه گری ها و تفرقه افکنی میان برخی عناصر سست بنیان، امروز به دنبال این هستند تا بتوانند در عرصه های اقتصادی و با توهم فشار اقتصادی بر مردم بصیر و مومن ایران اسلامی به خواسته های شوم خود برسند اما رهبر فرزانه انقلاب اسلامی بار دیگر با شجاعت و تدبیر منحصر به فرد خویش امسال را سال جهاد اقتصادی نامیدند تا عزم و اراده مردم ایران اسلامی بار دیگر دشمنان را ناکام گذارد. به همین جهت جهاد اقتصادی را از دیدگاه حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) و کلام این بزرگمرد تاریخ بررسی می کنیم.

جهاد پایه ایمان است
ایمان چهار پایه استوار دارد که مومن باید به تمام این ارکان توجه نماید تا همواره ایمان خود را در حوادث گوناگون حفظ نماید. از نگاه حضرت امیرالمومنین (ع) صبر، یقین، عدل و جهاد چهار پایه استوار ایمان است و هر کدام از این ارکان دارای پایه های فرعی دیگری است و جهاد نیز بر چهار پایه قرار دارد: 1- امر به معروف که پشتوانه نیرومند مومنان است 2- نهی از زشتی ها که بینی منافقان را به خاک می مالد 3- راستگویی در هر حال که ادا کننده حقی است که بر گردن مومن قرار دارد. 4- دشمنی با فاسقان و این دشمنی و مبارزه در راه خدا و با نیت مبارزه با دشمنان دین خدا و خشنودی خداوند است (1) . در جهاد اقتصادی که نوعی از جهاد و مبارزه در راه خداوند است امر به جهاد اقتصادی، نهی از مفاسد اقتصادی، پایداری صادقانه در این عرصه از جهاد و دشمنی و مبارزه با مستکبران و دشمنان اسلام از ارکان مهم جهاد اقتصادی محسوب می شود.

ترک جهاد موجب مصیبت می شود
جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند آن برای دوستانش باز می کند. هر کس جهاد را ترک کند به گفته مولا امیرالمومنین(ع) خداوند لباس ذلت و ردای بلا و مصیبت به او می پوشاند و کوچک و ذلیل می شود. دل او در گمراهی مانده و حق از او روی می گرداند و به جهت ترک جهاد به خواری محکوم و از عدالت محروم است (2).

جهاد در اسلام جایگاه عظیمی دارد. جهاد در دنیا چه از جنبه اقتصادی و چه جنبه سیاسی و چه جهاد به معنای جنگیدن با دشمن رو در رو برای خدا در آخرت به صورت دری از بهشت در می آید و خداوند اهل جهاد را بسیار دوست دارد. ترک مبارزه و جهاد اقتصادی نیز موجب خواری و مصیبت برای مسلمانان می گردد.

نگاهی به تاریخ دوران معاصر نیز به این نکته اشاره دارد که کشورهای مسلمان به دلیل ترک مبارزه اقتصادی و وابستگی به شرق و غرب و دشمنان اسلام به چنان مصیبتی گرفتار شدند که هرگاه دشمنان به دنبال منافع خود به آنان قرارداری پیشنهاد می کرد آنان به اجبار آن را قبول می کردند اما با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و به رهبری امام خمینی(ره) و با شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» و با تکیه بر نیروی انسانی عظیم در کشور و پیشرفت‌های اقتصادی و مبارزه با مکر و حیله دشمنان در امور اقتصادی، سیاسی و فرهنگی موج بیداری اسلامی به دیگر کشورها برسد و آنان نیز با الهام از جمهوری اسلامی ایران به دنبال استقلال و آزادی خود بیافتند.

کسب حلال برای تأمین زندگی
اسلام و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) همواره بر برنامه ریزی صحیح در زندگی مسلمانان تأکید نموده اند، دیدگاه اسلام نسبت به زندگی انسان جامع است و به تمام عرصه های زندگی توجه می کند. زهد و عبادت مولای متقیان در کنار تلاش و جهاد در عرصه اقتصادی و آبادانی نخلستان ها و انفاق آنها در راه خدا و برای معیشت مسلمانان در تاریخ ثبت شده است.

حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) درباره برنامه ریزی در زندگی مومنان می فرمایند: مومن باید شبانه روز خود را به سه قسم تقسیم کند: زمانی برای نیایش و عبادت پروردگار، و زمانی برای تأمین هزینه زندگی، و زمانی برای واداشتن نفس به لذت هایی که حلال و مایه زیبایی است، خردمند را نشاید جز آن که در پی سه چیز حرکت کند: کسب حلال برای تأمین زندگی، یا گام نهادن در راه آخرت، یا به دست آوردن لذت های حلال (3).

ضرورت حفظ اموال
مدیریت و اهمیتی که جهاد اقتصادی و معیشت مسلمانان برای حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) داشته است موجب شده تا ایشان پس از بازگشت از جنگ صفین در وصیتنامه ای که به وصیت نامه اقتصادی مشهور است نسبت به اموال شخصی خود و ضرورت حفظ این اموال برای مسلمان تأکید کند.

از نظر ایشان مدیریت اموال اقتصادی باید به اهل آن سپرده شود و به همین جهت است که در این وصیت نامه می فرمایند:"همانا سرپرستی این اموال بر عهده فرزندم حسن بن علی است، آن گونه که رواست از آن مصرف نماید و از آن انفاق کند. اگر برای حسن حادثه ای رخ داد و حسین زنده بود ، سرپرستی آن را ،پس از برادرش بر عهده گیرد و کار او را تداوم بخشد" و در ضرورت حفظ اموال می فرمایند: « و با کسی که این اموال در دست اوست شرط می کنم که اصل مال را حفظ کرده تنها از میوه و درآمدش بخورند و انفاق کنند، و هرگز نهال های درخت خرما را نفروشند، تا همه این سرزمین یک پارچه به گونه ای زیر درختان خرما قرار گیر که راه یافتن در آن دشوار باشد (4) .

پی نوشت:
1- نهج البلاغه، حکمت 31
2- نهج البلاغه، خطبه 21
3- نهج البلاغه، حکمت 390
4- نهج البلاغه، نامه 24

|+| نوشته شده توسط دشتی در دوشنبه پانزدهم فروردین 1390  |
 مناظر و طبیعت دیدنی ارسباران
 
                                                                                                                                          
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

 

 

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط دشتی در سه شنبه نهم فروردین 1390  |
 
 
 
بالا